یک گام نزدیکتر به قله
روزهای آغازینِ کار را به روشنی به خاطر دارم . از فکرها و برنامه های دور و دراز و بلندپروازانه که قرار بود خیلی زود به سرانجام برسد . اما بهزودی یادگرفتم که کماکان بلندپروازی کنم و در عمل، در ارتفاعِ کمتری حرکت کنم که اگر خدا ناکرده به زمین خوردم یا بالم به زمین گرفت، آسیبِ کمتری ببینم .
ماههایی که گذشت،شرکت هر چه بیشتر به معنای واقعی “شرکت” نزدیک شد. دیگر این من نبودم، یک “ما” شدیم و این “ما” درحال بزرگتر شدن است .
به روزهای اول برگردم.مدام برنامه ها را سبک سنگین می کردم که چیزی کم و معیوب نباشد که بینِ راه زمین گیرم کند . فکر می کردم که فکرِ همه جا را کرده ام، اما نکرده بودم . میدانستم در مراحلی باید جهش داشته باشم . خدا حفظ کند آقای “آواژ” را که جایی از گرانوبلاگشان حرفی زدند که همیشه آویزه گوشم است : بزرگ شدن، اجتناب ناپذیر است . البته مخاطب، من نبودم و خاطرم نیست دقیقا از همین کلمات استفاده کردند یانه، جانِ کلامشان اما همین بود .
بله، نوین امروز راهی جز بزرگتر شدن ندارد . بعبارتی یا باید نباشد و یا اگر قرار به بودنش هست، دیگر در این اندازه نمیگنجد . سقفِ امروز برای پروازهای بلندتر محدودمان کرده و باید یا سقف را بالاتر ببریم یا بالمان را بچینیم، که البته ما عادت به خودآزاری نداریم !
اما چطور ؟ خیلی سخت !
یادگرفتم که کوچک ماندن و کارهای کوچک کردن و سودهای کوچک داشتن، به مراتب ساده تر است و حتی پر منفعت تر ! راه هم برای آزمون و خطا و حتی اشتباه بسیار هموار تر است . مگر مشتری های ما را که می شناسد که بدخدمتیِ ما خدشه ای به کسب و کارمان بیاندازد ؟ اما این، آنچیزی نیست که من، حالا ما میخواهیم .
یادگرفتم که شرکت های نوپا در آغازِ راه، اگر درست قدم بردارند می توانند در سطحی مشخص ماندگار شوند . همانطور که یقین دارم می توانم نوین را در این قامتِ فعلی “حالا حالاها” حفظ کنم . اما اگر بخواهیم گذر کنیم به ابعادی بزرگتر، و کشف و دخول به بازارهای گرانتر، باید خطر کنیم . هم خطرمالی، هم جانی !
تصمیمهایی گرفته که نتیجه اش از دو حال خارج نیست : یا یک قدم به آرمانهای دو سال قبلم نزدیکتر می شوم یا بر میگردم سرخانه اول، یا شاید قبلترش . ترسِ از عقب گرد ندارم، که من مردِ شکست و بازگشتم ! ترسم بیشتر از راهنابلدی است . از این بازارِ نابسامان است که هنوز هم قوائد پیشبینی و پیش خوانی آن را یاد نگرفته ام . ترسم از جفای همراهان است، از پشت خالی کردن و خالی ماندن . ترسم از بیمهریِ این و آن است که خواسته یا ناخواسته سنگ بیاندازند و سخت کنند کار را .
اما مگر بدون خطر میشود راه بجایی برد ؟ هرکسی که جوابش مثبت است، از مانیست !








کلیه حقوق محفوظ است.







هر کس که جوابش مثبت است از ما نیست.میریم تو دل خطر.چقدر لذت بخشه میلاد.
میلاد اسلامی زاد پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸م, ۱۳۹۰ شهریور ۱۸, ۱۳۹۰:
مرسی، لطف دارید
دادش چقدر سوزناک مینویسی دلم سوخت
ان شاءالله موفق می شی
کمکت می کنم غمت نباشه